می گوید فرقش این است که تا به حال می گفتیم شلوارش که دو تا شد هوای زن دوم افتاد به کله اش، از حالا به بعد می گوییم پول نفت که آمد سر سفره اش ، رفت یک زن دیگر گرفت .
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 10:55  توسط سرمه
|
هربار کنارم هستی، هربار در به روی غبار خاکستری دنيای بيرون میبندم و در خلوت آفتابیمان پناه میگيرم، هربار در مامن دستهايت شلاق مرگ آفرين جادوی سياه را از خاطر میبرم، به يادم بياور بر زمينی متولد شدهايم که کودکانش برای مردن بزرگ میشوند، نه عاشق شدن ... به يادم بياور به اندازهی همهی آنهايی که قبل از مزه مزه کردن اين شراب در خیابانهای عصیان و درد جان دادهاند ، عاشق باشم ... عاشق بمانم ...