ازدواج پس انداز است .
همان پول گنده ای است که می شود با آن هر کاری کرد . هر حالی برد ... اما اگر بخواهی محتاط باشی به پیری فکر می کنی و به روزی که دیگر نتوانی کار کنی و پس اندازش می کنی برای ایام ناتوانی .
در جیک جیک ِ مستان این روزها تنهایی جایی ندارد . تا بخواهی داوطلب پیدا می شود برای هر سفر ، هر مهمانی ، هر رقص ، هر هوای دو نفره ، هر بوسه ، هر بستر ... اما اگر توان ریسک نداری ... اگر می ترسی از تنهایی سالهای زمستان ... ازدواج همان پول گنده ای است که کیف امروزش را می بخشی به اطمینان فردا ی ناتوانی ... پس اندازی است برای فرار از تنهایی ...
*ــ/ مهم تر البته این است که او هم به ازدواج همینطور نگاه کند که تو نگاه می کنی ...
*=/ شاید هم ــ مطمئن نیستم ــ به جای ازدواج بشود گذاشت : وفاداری جنسی ...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 14:7  توسط سرمه
|
