تبليغاتX
premenstrual syndrome

premenstrual syndrome

 

هر بار که در ترافیک می مانم ، هر بار که در صف بنزین معطل می شوم ، هر بار که برق می رود ، هر بار که آب قطع می شود ... یاد سخنان غرا و برنده ی پرزیدنت در مذمت شعارهای تنظیم خانواده می افتم !

دویست میلیون نفر ! هه !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 1:3  توسط سرمه  | 

 

هنوز  نگذشته ای  که  " گذشته " ام  باشی  ...

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 20:42  توسط سرمه  | 

 

انعطاف پذیری مان لابد حاصل پیراهن هایی است که پاره کرده ایم ، ــ گو اینکه این روزها پیراهن ها پاره نمی شوند ، از مد می افتند ــ بچه تر که هستیم ترد ایم و شکننده . تردی مان اما ، همه دردسر نیست . کم اش این است که به دست انداز که می افتیم سر و صدایی بلند می شود و دردمان می آید . هم خودمان می فهمیم داریم "اووف" می شویم و هم دیگران ... کم آوردن مان ناغافل و بی امان نیست ...

بزرگ که می شویم اما ، تردی پر سر و صدای گذشته جایش را می دهد به نرمی و انعطاف خاموش پختگی ... که خم شویم اما نشکنیم ...ضربه گیر می شویم یک جورهایی ... به دست انداز که می افتیم پقی صدا می کنیم و نرم می گذریم . آنقدر بی صدا که نه خودمان می فهمیم دست اندازی در کار بوده و نه دیگری ...

نتیجه عالی است تا وقتی که دست اندازها مسلسل وار و خارج از تحمل نباشد ... اما وای به اینکه باشد ... آن وقت است که بی هوا ، جایی که نباید ، وقتی که وقتش نیست ، صدای پیچ و مهره هایمان در می آید ... درد ، تیز و خنجری ، غافلگیرمان می کند و درگیر جدال با درد و ناتوانی ، باید دیگرانی را هم که تا دیروز بی دغدغه مان دیده اند قانع کنیم خوشی زیر دل مان نزده ... دردی هست که درمانش نیست ... اینجا ... همین جا ... باور نمی کنید ؟ ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 12:41  توسط سرمه  |