پیرم برای توضیح دادن و توضیح داده شدن . نمی گویم من را با همه ی آنچه هستم ، بخواه . نمی گویم من را با همه ی آنچه هستم ، بپذیر . فقط من را ، تمام ، ببین . "من" را ببین .
پیرم برای توضیح دادن و توضیح داده شدن . نمی گویم من را با همه ی آنچه هستم ، بخواه . نمی گویم من را با همه ی آنچه هستم ، بپذیر . فقط من را ، تمام ، ببین . "من" را ببین .
نق نامه
مشکل دقیقا زمانی آغاز می شود که خانواده ی مربوطه در جریان یک رابطه ی عاشقانه قرار می گیرد . این همان بلایی است که به لطف دهان قرص دوستان ، بر سر ماراتن عاشقانه ی من و حضرت غارنشین ام آوار شده است . فشار است که از بالا و پایین برای تعیین ِ تکلیف این رابطه وارد می شود و درحالیکه ما نه شرایط محیطی ازدواج را داریم و نه به گمانم هنوز آمادگی روحی اش را ، و از طرفی حاضر به قطع این رابطه ی با چنگ و دندان نگه داشته شده هم نیستیم ، خانواده های به ظاهر مخالف ، رسما با دگنک ما را به سمت سفره عقد سوق می دهند ... زندگی دونفره ای که زمانی آرزوی دور هردومان بود ــ و هست ــ حالا تبدیل به آینده ای شده که دارد به زور و حتی برخلاف تمایل خودشان در دامن عفیف ما چپانده می شود .
بر شیطان لعنت . بگذارید زندگی کنیم .
*ــ/ هرگونه ابراز همدردی ، با جان و دل پذیرفته می شود .
زیر آن چنار کمی بایست ... تند رفته ای . مثل همه ی وقت ها که همراه بودیم و قدم های تند و کوچک من به گام های بلند و مردانه ی تو نمی رسید ... تنها رفته ای . نگاه کن . من پشت این همه پیچ جا مانده ام .
زیر آن چنار کمی بایست . بگذار نفس تازه کنم . بگذار بپرسم یادمان هست آرزوی روزهای دو نفره ای که هدایتمان کرد به این راه ؟ ... خیال می کردیم برای این همراهی باید عشق ِ کافی داشت ... باطل نبود ، اما خرد بودیم . نمی دانستیم برای عشق ِ کافی ، باید وقت کافی و پول کافی داشت ...
نگاهم کن . من تا حد توان جنگیده ام . سپر می اندازم . باقی بقای تو .
می دانی زن یک شوهر مفقود الاثر بودن یعنی چه ؟ عجیب است که من می دانم ، اما می دانم .
زن یک شوهر مفقود الاثر بودن یعنی بنشینی کنج خانه و چشم بدوزی به در و های و هوی جوانی و شور ِ دنیای بیرون از درز درز خانه آوار شود بر سرت و دلت دیوانه وار بخواهد در آنهمه زنده گی و رنگ و نور حل شوی و هی از خودت بپرسی بالاخره من شوهر دارم یا نه ؟!؟
پای ِ خودت !
*ــ/ عرضه ی هرگونه جانباز نود و نه درصد ممنوع .