ماه دایره ای زنگی است
که خدا به رقص زمین سپرده است
کمی بخند .
ــ گراناز موسوی ــ
*ــ/ تا بهار بعد .
ماه دایره ای زنگی است
که خدا به رقص زمین سپرده است
کمی بخند .
ــ گراناز موسوی ــ
*ــ/ تا بهار بعد .
چیزی که باید دیروز آخر حرفهایمان اضافه می کردم این بود که آشنایی اساسا ــ و به قاعده ــ طی پروسه ی recovery نطفه می بندد ، مومن !
ناخن هایم را از ته می گیرم .
ناخن هایم را که از ته بگیرم ، انگشت هایم چاق و زشت می شوند .
انگشتهایم که چاق و زشت شوند ، به این فکر نمی کنم که چرا دلت برای دست هایم تنگ نمی شود .
"تنهایی" غبار روزمره ای ست ، بی جلا ی " توجه " دیگری .
*ــ/ لعنت به این PMS ِ بی موقع .
عکس ات را از آینه ی ماشین می بینم . پسرک ِ کارت پخش کن درست می چسباندت پشت سر من و قبل از اینکه پیاده شوم از خودم می پرسم چه مرگی است که این روزها هی سر راه من ظاهر می شوی ... اول آن دستخط ... بعد آن خبر ... حالا هم خودت روی دیوار خانه ی من ...
ازدواج پس انداز است .
همان پول گنده ای است که می شود با آن هر کاری کرد . هر حالی برد ... اما اگر بخواهی محتاط باشی به پیری فکر می کنی و به روزی که دیگر نتوانی کار کنی و پس اندازش می کنی برای ایام ناتوانی .
در جیک جیک ِ مستان این روزها تنهایی جایی ندارد . تا بخواهی داوطلب پیدا می شود برای هر سفر ، هر مهمانی ، هر رقص ، هر هوای دو نفره ، هر بوسه ، هر بستر ... اما اگر توان ریسک نداری ... اگر می ترسی از تنهایی سالهای زمستان ... ازدواج همان پول گنده ای است که کیف امروزش را می بخشی به اطمینان فردا ی ناتوانی ... پس اندازی است برای فرار از تنهایی ...
*ــ/ مهم تر البته این است که او هم به ازدواج همینطور نگاه کند که تو نگاه می کنی ...
*=/ شاید هم ــ مطمئن نیستم ــ به جای ازدواج بشود گذاشت : وفاداری جنسی ...