تبليغاتX
premenstrual syndrome

premenstrual syndrome

 

ماه دایره ای زنگی است

که خدا به رقص زمین سپرده است

کمی بخند .

                                                          ــ گراناز موسوی ــ

 

*ــ/ تا بهار بعد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:52  توسط سرمه  | 

 

چیزی که باید دیروز آخر حرفهایمان اضافه می کردم این بود که آشنایی اساسا ــ و به قاعده ــ طی پروسه ی recovery نطفه می بندد ، مومن !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 16:12  توسط سرمه  | 

 

ناخن هایم را از ته می گیرم .

ناخن هایم را که از ته بگیرم ، انگشت هایم چاق و زشت می شوند .

انگشتهایم که چاق و زشت شوند ، به این فکر نمی کنم که چرا دلت برای دست هایم تنگ نمی شود .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:44  توسط سرمه  | 

 

"تنهایی"  غبار روزمره ای ست ، بی جلا ی  " توجه "  دیگری .

 

*ــ/ لعنت به این PMS ِ بی موقع .

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 20:25  توسط سرمه  | 

 

عکس ات را از آینه ی ماشین می بینم . پسرک ِ کارت پخش کن درست می چسباندت پشت سر من و قبل از اینکه پیاده شوم از خودم می پرسم چه مرگی است که این روزها هی سر راه من ظاهر می شوی ... اول آن دستخط ... بعد آن خبر ... حالا هم خودت روی دیوار خانه ی من ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:23  توسط سرمه  | 

 

 ازدواج پس انداز است .

همان پول گنده ای است که می شود با آن هر کاری کرد . هر حالی برد ... اما اگر بخواهی محتاط باشی به پیری فکر می کنی و به روزی که دیگر نتوانی کار کنی و پس اندازش می کنی برای ایام ناتوانی .

در جیک جیک ِ مستان این روزها تنهایی جایی ندارد . تا بخواهی داوطلب پیدا می شود برای هر سفر ، هر مهمانی ، هر رقص ، هر هوای دو نفره ، هر بوسه ، هر بستر ... اما اگر توان ریسک نداری ... اگر می ترسی از تنهایی سالهای زمستان ... ازدواج همان پول گنده ای است که کیف امروزش را می بخشی به اطمینان فردا ی ناتوانی ... پس اندازی است برای فرار از تنهایی ...

 

*ــ/ مهم تر البته این است که او هم به ازدواج همینطور نگاه کند که تو نگاه می کنی ...

*=/ شاید هم ــ مطمئن نیستم ــ به جای ازدواج بشود گذاشت : وفاداری جنسی ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 14:7  توسط سرمه  |