تبليغاتX
premenstrual syndrome

premenstrual syndrome

 

میان پرده

چند روزی است این جانور زرد سیاسی افتاده است به جان چرتکه ی ما و بالای هر صفحه که باز می کنم سر و کله اش پیدا می شود . جدا از مضامینش که با بسیاری از آنها موافق نیستم و لحن تاریک و انقلابی و مرگ خواهانه اش که به گمانم همیشه آفت مبارزات ایرانی بوده است ، با نفس کار هم بی اندازه مخالفم .

همسایه ! در نیت شما شکی نیست اما مطمئن باش برای تغییر شرایط فعلی دیگر به کسی که حرمت حریمهای شخصی و خصوصی مان را نگه نمی دارد اعتماد نمی کنیم .

 

*ــ/ من از امور چرتکه ای سر در نمی آورم . کسی می داند این ویروس ــ یا هرچه که هست ــ چقدر خطرناک است ؟ باید کامپیوترم را اورژانسی برسانم به دواخانه ؟

*=/  پرت : محال که نیست ؟! شاید کسی بلیت افرا را داشت و یکروز صبح که از خواب بیدار شد ناگهان احساس کرد حاضر نیست ریخت مژده خانوم را ببیند و حالش هم از کارهای بیضایی بهم می خورد . آنوقت یاد من بیفتد که خریدارم . راستش اهل تئاتر نیستم اما چون نمایشنامه های بیضایی را دوست دارم تازه یادم افتاده دلم می خواهد یکی را به جای کتاب روی صحنه ببینم اما زنش نیستم که دوره بیفتم دنبال بلیت !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 9:13  توسط سرمه  | 

 

غرض تعریفی به غایت درونی بود از "زن" شدن ، که به گمانم گذر خرامان "ذهن" است از "دخترانگی" به "زنانگی" ،  به جای آن اتفاق ساده انگارانه ی آناتومیک !

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 11:41  توسط سرمه  | 

 

دلمرده ترین غروب جمعه است . لم داده ام سرگشته به تماشای فیلم و دلم می خواهد دخترک لوند داستان ، همین رو سپی سرکش ، وحشی ، جذاب ، تنها و مهارنشدنی باقی بماند ، به جای اینکه همسر دوست داشتنی و خوشبخت ِ قهرمان مرد ماجرا شود ...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:9  توسط سرمه  |