تبليغاتX
premenstrual syndrome

premenstrual syndrome

 

پاییز هم که دانه دانه فرو بریزد ، چشم به راه فردا می مانم .

حتی اگر آخرین برگ دروغی باشد که تو نقاشی کرده ای .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:36  توسط سرمه  | 

 

دلم غنج زده که ابرها را نشانت بدهم و بپرسم فوق العاده نیست ؟ و جواب بشنوم : نمای این ساختمان را می گویی . چرا . خیلی زیاد .

 

*ــ/ و برای حافظ خواندنهای زیر درختهای دانشکده ، و برای هر و کر کردنهای شب امتحان ، و برای خون دل خوردنهایمان در بالا و پایینهای سیاسی آن روزهای بهاری ، و برای حرفهایی که فقط با تو می شود زد .

*=/ به آن پسرک نازنینت بگو عزیز بودنش به جای خود ، اما وای که بشنوم آب توی دلت تکان خورده ...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:33  توسط سرمه  | 

 

با آن نقره تار های ِ ماه فام که می دود در شب موهایت ، حساب دوست داشتنمان را نگه دار . هر بار که می آیی بیشتر .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 19:48  توسط سرمه  |