پاییز هم که دانه دانه فرو بریزد ، چشم به راه فردا می مانم .
حتی اگر آخرین برگ دروغی باشد که تو نقاشی کرده ای .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:36  توسط سرمه
|
پاییز هم که دانه دانه فرو بریزد ، چشم به راه فردا می مانم .
حتی اگر آخرین برگ دروغی باشد که تو نقاشی کرده ای .
دلم غنج زده که ابرها را نشانت بدهم و بپرسم فوق العاده نیست ؟ و جواب بشنوم : نمای این ساختمان را می گویی . چرا . خیلی زیاد .
*ــ/ و برای حافظ خواندنهای زیر درختهای دانشکده ، و برای هر و کر کردنهای شب امتحان ، و برای خون دل خوردنهایمان در بالا و پایینهای سیاسی آن روزهای بهاری ، و برای حرفهایی که فقط با تو می شود زد .
*=/ به آن پسرک نازنینت بگو عزیز بودنش به جای خود ، اما وای که بشنوم آب توی دلت تکان خورده ...
با آن نقره تار های ِ ماه فام که می دود در شب موهایت ، حساب دوست داشتنمان را نگه دار . هر بار که می آیی بیشتر .