راننده ی خوب در جاده خاکی پر دست انداز که بیفتد نگاهش را فقط نمی دوزد به دستهایش و فرمان و چاله های روبرو ، که ته جاده که رسید سر بلند کند و ببیند تنهاست و مسافرهای کلافه اش هربار که نیش ترمزی زده از ماشین پریده اند پایین .
راننده ی خوب در جاده خاکی پر دست انداز که بیفتد نگاهش را فقط نمی دوزد به دستهایش و فرمان و چاله های روبرو ، که ته جاده که رسید سر بلند کند و ببیند تنهاست و مسافرهای کلافه اش هربار که نیش ترمزی زده از ماشین پریده اند پایین .
لعنت به هوا که اینهمه بیهوده دونفره ست .
چطور می شود توضیح داد . باید حس کرده باشی ...
باید یک روز معمولی ، پشت یک چراغ قرمز معمولی ، ثانیه ها که رسیده باشد به ده ، چشمت افتاده باشد به ماشین کناری ، و دلت خواسته باشد جوانک جدی پشت فرمان را بی هوا بغل کنی و ببوسی ...
توضیح بیشتری نیست ...
می فرمایند :
ما که عین خیالمان نیست و با وجود آقای غارنشین اختصاصی به فکر دلبری های مجردی هستیم ، دیگر چه باکمان از دانستن آن عده معدود است ؟!؟
می فرماییم :
درباره هر عملی دو قضاوت وجود دارد . قضاوت درونی و بیرونی . من باب قضاوت درونی که حق با شماست . قاضی عینکی سختگیر ما عین خیالش هم نیست . من باب قضاوت بیرونی اما شرایط فرق می کند .
اگر در آن مهمانی کسی از وجود حضرت ما خبر نداشته باشد که هیچ ! باکی از این دست دلبریها نیست .
اگر خبر داشته باشد که حضرتی هست اما نداند کی ، و در آینده هم قرار نباشد بشناسدش باز هم باکی نیست . چرا که قضاوت می شود چیزی در حد اینکه دختره ی فلان و فلان شده را ببین که یک پایش لب سفره عقد است و باز دنبال عشوه گری ست . ما هم کما فی السابق می ایستیم جلوی آینه و دماغمان را چین می اندازیم که به جهنم !!!
اما اگر کسی باشد که حضرت غارنشین عزیز ما را هم بشناسد آنوقت قضاوت دیگر محدود به خودمان نیست . دختره ی عشوه گر فلان و فلان به کنار ، نیمی از قضاوت می شود بمیریم برای آقای غارنشین بیچاره و طفلکی و از همه جا بی خبر که این حال و روز معشوقش است !!! آنوقت دیگر نمی توان شانه بالا انداخت که به جهنم !
اگر توضیحات قابل قبول است ما را به خیر ، شما را به سلامت .
*ــ/ این نظرات خصوصی را هی تایید می کنیم و هی انگار که نه انگار . اگر روی صفحه نمی آید به این دلیل است . قیچی شخصی در کار نیست .
فتوا می دهیم که :
بدترین نوع مهمانی ، وقتی است که یک فقره آقای غارنشین ِ فابریک داشته باشی ، در مهمانی مذکور هم عده ای آقای غارنشین فابریکت را بشناسند ، آنوقت مجبور شوی تنها در آن شرکت کنی ... نه از دل و قلوه بخشیدنهای عاشقانه سهمی داری ، و نه می توانی با خیال راحت از دلبری های مجردی لذت ببری !
حضرت غارنشین ! دیگر مرا تنها روانه همچین شب نشینی هایی نکن !