... کاکایی ها غالبا چنان نزدیک به من بر زمین می نشینند که نفس در سینه حبس می کنم و اشتیاقی قدیمی بار دیگر در دلم بیدار می شود . حالاست که از سر و کولم بالا بروند ، پرهاشان را به گردن و چهره ام بفشارند و مرا یکسره بپوشانند ... در چهل و چهار سالگی هنوز هم رویای محبت تام و تمام مجذوبم می کند .
ــ میعاد در سپیده دم ــ رومن گاری ــ مهدی غبرایی ــ
*ــ/ دستم را بگیر . نه در پی استدلالم ، نه اطمینان ... به شوق همین رویا ست که زده ایم به قلب نظم مأنوس زندگی مان .
